نظر محمد مشهدی رفیعی برای کتاب صوتی شجاعت منفور بودن

شجاعت منفور بودن
محمد مشهدی رفیعی
۱۴۰۵/۰۵/۲۵
10
اسم «شجاعت منفور بودن» شاید آدم را یاد کتاب های زرد بیندازد، اما برای من از آن کتاب هایی است که اگر واقعاً اجازه بدهید وارد نگاهتان به زندگی شود، بعد از آن دیگر دقیقاً همان آدم قبلی نیستید. کتاب در قالب گفت وگوی یک فیلسوف و یک جوان پیش می رود؛ یکی نماد تفکر و باور به امکان سعادت، و دیگری نماد تردید، مقاومت و تکانشگری. در واقع انگار خود ما شخصیت سوم این گفت و گو هستیم. برای من، این کتاب یک چارچوب فکری برآمده از روان شناسی آدلر بود که ارتباط میان احساس، منطق و رفتار را برایم قابل فهم تر کرد. فهمیدم چطور گاهی احساساتم، بدون اینکه منطق و تجربه ی رفتار قبلی ام فرصت دخالت داشته باشند، مستقیماً به رفتار بعدی ام تبدیل می شدند. مفهوم «تفکیک مسئولیت» هم عمیقاً روی من اثر گذاشت: ما می توانیم کسی را تا کنار رودخانه ای زیبا ببریم، اما اینکه آب بنوشد یا نه، دیگر در اختیار ما نیست. این نگاه بخشی از اجبارهایم را کنار زد، اختیار خودم را ملموس تر کرد و همزمان توقعم از دیگران را کمتر و احترامم به انتخابشان را بیشتر کرد. «احساس اجتماعی بودن» و «وظایف زندگی» کار، دوستی و عشق هم برایم دریچه های تازه ای بودند. من این کتاب را کمی بعد از شروع مسیر تراپی شروع کردم و شنیدنش حدود سه ماه طول کشید؛ نه چون سخت بود، بلکه چون نیاز داشتم بین بخش هایش فکر کنم و تجربه کنم. زیبایی اش این است که اگر چیزی را از دست بدهید، دوباره در قالب مثالی دیگر به آن برمی گردد؛ انگار یک الگوریتم فکری را روی مثال های مختلف اجرا می کند تا کم کم خودتان آن را ببینید. اگر با کنجکاوی به این صفحه آمده اید و می پرسید ارزش شنیدن دارد یا نه، به نظرم به این کنجکاوی فرصت بدهید. مطمئنم از ان لذت خواهید برد.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.