نظر امین کریمی برای کتاب دختری که از زندان داعش گریخت

دختری که از زندان داعش گریخت
امین کریمی
۱۴۰۵/۰۵/۱۶
00
خلاصه انسانها احزاب و این همه کرد کرد نمودن در موقع نیاز کردهای سنجار و ایزدی ها دیدیم میباست تو فرصت مانده انها با با داریی هایشان به کردستان عراق برسانند حالم بهم زدید از اینکه یک رگ کردی داشنتم بدم امد اخر داستان اینهمه سرباز در فکر دختران ایزدی بود فقط او بود تو اردوگاه و در نبودنش سپرده بود برایشان غذا ببرن یکجا فریده گفته از خجالت سرخ شدم که مرا از ان پیرمرد گندو سوریه ای بخرد وقتی که او را خرید صادقانه گفت بهت علاقه دارم و میخواهم عمری باهات باشم فریده زد به قاطی بازی به هم نمیخورد یقین دارم اینجا ایزدی ها خواستن اینجور باشه خانم بزنی سرباز مهربان آنهم تو زخمش و او گفت فریده تو غیر قابل پیش بینی هستی، در کل برای همه دختران ایزدی و زنان سوختم!! امیدوارم نسل این داعشی های ساختگی پاک شود با عرض ادب و احترام به همه انسانهای دلسوز جامعه خیلی خوبید قلب مهربان و دلسوزی دارید خداوند نگهدارتان باشد
هیچ پاسخی ثبت نشده است.