نظر عرفانیان برای کتاب دیگران

دیگران
ابوذر هدایتی
۴(امتیاز ۷۳۰ نفر)
عرفانیان
۱۴۰۵/۰۵/۱۶
تازه شروع کردم، دو قسمت اول رو خوندم.قسمت اول رو تا حدودی تجربه کردم. البته او با همسرش بود که می تونست راه دیگه ای بره و البته دلگیریش بی دلیل بود؛ چون تو نمی تونی دیگری رو تغییر بدی. همین که تمام تلاشش رو برای همراهی تو می کنه، یعنی آدم شریفی است.من از کودکی، حتی با ۵ سال سن، با برادر بزرگم فیلم های ترسناک می دیدم و سکوت می کردم، فقط چون او هم در دنیای خودش تنها بود. با خواهر بزرگم فوتبال می دیدم، چون او هم در دنیای خودش تنها بود. شبانه به خاطر او دزدکی بیدار می شدم تا سریالی که ۳ صبح پخش می شد رو ببینه. همزمان با برادر دیگه ام که بسیار مرا می آزرد، زمانی که به هم بازی نیاز داشت، بازی های پسرانه می کردم و همراهش بودم. با مادرم که او هم در دنیای خودش تنها بود، تا پاسی از شب بیدار می ماندم تا کارهاش رو بکنه و او رو که خستۀ کار روزانه بود، با ماساژ دادن التیام بدم. با پدری که همه رو می آزرد و همه ازش می ترسیدن و دوستش نداشتن، مهربانی می کردم و وقتی همه او رو تنها می ذاشتن، با وجود ترس کودکانه ام و ترس از منفور شدن بین دیگران، همراهی اش می کردم. حتی وقتی کسی جرات نداشت به او نزدیک بشه، او رو می بوسیدم. تا همین اواخر با مادرم که از هر احساسی بیزاری می جست، ولی می دونستم در عمق وجودش نیاز داره، به قیمت خوار شدن خودم مهربانی می کردم.ولی خودم همیشه تنها ماندم. هیچ کس با من همراه نشد، دوستم نداشت و حتی برای علایقم سکوت نکرد.قصه ها رو قضاوت نمی کنم، ولی قصۀ اول مرا آزرد. کمی حس کردم شبیه اون زن قصه ام که با وجود اینکه سلیقۀ دیگه ای داره و نمی تونه اون رو تغییر بده، از خود می گذره و شریک زندگی اش رو تنها نمی ذاره و در آخر این گونه پست شمرده شد.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟