نظر F.Namazi برای کتاب قصه‌ی عشق

قصه‌ی عشق
جبران خلیل جبران، مسیحا برزگر
۴.۹(امتیاز ۲۹ نفر)
F.Namazi
۱۴۰۵/۰۵/۱۵
آن هنگام که برای بیان احساسم کلمات را کفایتی نبود، دست دراز کردم به سوی آسمان شعر. جبران خلیل جبران در این کتاب از زیبایی سخن گفت و خود آن را رقم زد؛ شعر جبران زیبا بود اما غم داشت لطیف بود اما خار داشت هرچه که بود از روح او ساطع شد و به روح من دمیده زبان شعر او رنگ و بوی دیگر داشت از عشق آسمانی و ازدواج زمینی سخن گفت. این شاعر لبنانی نگاره ی «سلما» را که نماینده ای از دختران شوربخت شرقی بود در تماشاخانه ذهنم به خوبی حک کرد اجازه دهید از سلما بگویم که قصه ی عشق میان او و خلیل را هیچ گوش شنوایی نشنید اما هوای سرمستی و نجابت پاک عاشقی در رگ و پی هر دو ریشه دوانده بود دست زمانه که نه اما دست رذالت اسقف کلیسا برای جدایی این دو دلداده از ناکجا ظاهر شد و سلما را برای برادرزاده خود از فریس افندی (پدر سلما) خواستگاری کرد. آن هم تنها برای دستیابی به ثروت مادی فریس افندی... آن هنگام که ژرفای احساس، آدمی را در خود می کِشد و می کُشد نغمه دل را به که باید گفت و از که باید شنید؟!
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟