نظر zahra برای رمان انجمن شاعران مرده

رمان انجمن شاعران مرده
zahra
۱۴۰۵/۰۵/۱۳
00
فکر نمیکردم یه داستان که بیشترش توی یه مدرسه میگذره انقدر درگیرم کنه ولی آخرش فهمیدم اصلا موضوع مدرسه نیست موضوع اینه که آدم چقدر جرئت داره خودش باشه!! بیشتر از همه دلم برای نیل سوخت چون حس میکردم فقط میخواست همون زندگی ای رو داشته باشه که خودش دوست داره نه چیزی که بقیه براش انتخاب کردن هرچی داستان جلوتر میرفت بیشتر حس خفگیشو میفهمیدم و آخرشم واقعا ناراحتم کرد جان کیتینگم از اون شخصیتایی بود که بعید میدونم راحت فراموشش کنم چون به جای اینکه فقط درس بده کاری میکرد بچه ها خودشون فکر کنن همون صحنه ای که ازشون میخواست روی میز بایستن خیلی ساده بود ولی حرف بزرگی پشتش بود یه چیزی که یکم تو ذوقم زد این بود که دلم میخواست بعضی از بچه های انجمن بیشتر شناخته بشن چون غیر از نیل و تاد بقیه کمتر فرصت پیدا کردن این کتاب برای من بیشتر از اینکه درباره شعر باشه درباره این بود که اگه همیشه از ترس نظر بقیه زندگی کنیم شاید یه روز بفهمیم خیلی دیر شده...
هیچ پاسخی ثبت نشده است.