نظر امیرحسین فروتن برای کتاب صوتی جاودان

جاودان
امیرحسین فروتن
۱۴۰۵/۰۵/۱۳
00
نمی دانم چرا این کتاب را که تمام کردم، انگار هنوز تمام نشده بود. شاید من تمام نشده ام. اسمش «جاودان» است، ولی بعضی صفحه ها انگار می خواستند بمیرند و بعد دوباره راه بروند. شخصیت ها را می فهمیدم، بعد یک دفعه نه، شاید هم خودم را اشتباه گرفته بودم. بعضی حرف ها خیلی نزدیک بودند، آن قدر نزدیک که دیگر دیده نمی شدند. مثل وقتی چیزی را به چشم بچسبانی. فکر می کنم نویسنده دنبال جواب نبود، یا بود و قایمش کرده بود. هرچه جلوتر رفتم، عقب تر رسیدم. زمان هم انگار قاطی شده بود؛ گذشته از آینده جلو می زد و من وسطش گیر می کردم. چند جا خواستم کتاب را تمام شده فرض کنم، اما نمی دانم چرا دستم اجازه نمیداد. شاید کتاب آدم را می خوانْد، نه برعکس. آخرش هم نفهمیدم از داستان خوشم آمد یا فقط نتوانستم از زیر سایه اش بیرون بیایم. بعضی کتاب ها مثل یک اتاق اند، اما این یکی بیشتر شبیه راهرویی بود که هر درش به همان راهرو باز می شد. هنوز هم حس می کنم چیزی را جا گذاشته ام، یا شاید آن کتاب چیزی از من برداشت و دیگر پس نداد.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.