نظر TIRAMISU برای کتاب ساعت دل

ساعت دل
TIRAMISU
۱۴۰۵/۰۵/۱۰
00
«ساعت دل» برای من با بقیه کتاب های یالوم فرق داشت. اگر قبلاً آثاری مثل «وقتی نیچه گریست» یا «مامان و معنای زندگی» رو خونده باشید، احتمالاً اینجا انتظار همون فضای همیشگی رو دارید، اما این کتاب خیلی شخصی تره. یالوم این بار بیشتر از اینکه نقش درمانگر رو داشته باشه، خودش رو به عنوان یک انسان نشون می ده؛ کسی که در سال های پایانی عمرش با پیری، از دست دادن همسرش، کاهش حافظه، محدودیت های دوران کرونا و نزدیک شدن به پایان زندگی روبه رو شده. چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد، صداقت یالوم بود. خیلی راحت از تردیدها، ترس ها و حتی لحظه هایی می گه که احساس ناتوانی کرده. برخلاف بعضی نویسنده ها، سعی نمی کنه خودش رو همیشه دانا و بی نقص نشون بده و همین باعث می شه حرف هاش باورپذیرتر باشه. بخش های مربوط به جلسات درمانی کوتاه هم برام جالب بود. یالوم نشون می ده که همیشه تعداد جلسات یا طول درمان تعیین کننده نیست؛ گاهی یک گفت وگوی عمیق و صادقانه می تونه تأثیری بذاره که مدت ها همراه آدم بمونه. البته نباید انتظار داشت همه این داستان ها پایان خوش یا جواب قطعی داشته باشن؛ خیلی وقت ها کتاب بیشتر سؤال ایجاد می کنه تا پاسخ. یکی دیگه از نکاتی که دوست داشتم، لحن کتابه. با اینکه درباره موضوعاتی مثل مرگ، تنهایی و پیری حرف می زنه، فضای کتاب ناامیدکننده نیست. بیشتر حس گفتگو با یک آدم باتجربه رو داره که بدون شعار دادن، از چیزهایی که در تمام عمرش یاد گرفته حرف می زنه. فقط به نظرم اگر کسی دنبال یک کتاب آموزشی با تکنیک های مشخص روان شناسی یا راهکارهای عملی باشه، احتمال داره کمی ناامید بشه. این کتاب بیشتر مجموعه ای از تأملات شخصی و تجربه های درمانیه تا یک کتاب آموزشی
هیچ پاسخی ثبت نشده است.