نظر نفیسه فلاحی برای کتاب سیرکی که میگذرد

سیرکی که میگذرد
نفیسه فلاحی
۱۴۰۵/۰۵/۱۰
10
سیرکی که می گذرد داستانی درباره خاطره، فراموشی و آدم هایی است که گاهی برای مدتی کوتاه وارد زندگی ما می شوند و بعد، مثل سیرکی که از شهری عبور می کند، ناپدید می شوند. مودیانو در این رمان به جای روایت خطی و پرحادثه، خواننده را وارد فضای مبهم و رؤیاگونه ای می کند؛ جایی که گذشته و حال مدام در هم می آمیزند و مرز میان آنچه واقعاً اتفاق افتاده و آنچه از فیلتر حافظه عبور کرده، چندان روشن نیست. در ظاهر، با داستانی درباره یک جوان و برخورد او با آدم هایی مرموز و گذشته ای نامعلوم روبه رو هستیم؛ اما لایه عمیق تر کتاب، جست وجوی هویت و تلاش برای بازسازی گذشته ای است که بخش هایی از آن گم شده اند. شهر پاریس هم صرفاً یک پس زمینه نیست؛ خیابان ها، کافه ها، خانه ها و نشانی ها مثل تکه های یک پازل عمل می کنند و شخصیت ها را به خاطراتی وصل می کنند که شاید دیگر نتوان به طور کامل به آن ها اعتماد کرد. یکی از جذاب ترین نکات کتاب، حس ناپایداری و موقتی بودن آدم ها و روابط است. شخصیت ها انگار از زندگی راوی عبور می کنند، اثری از خود باقی می گذارند و دوباره محو می شوند. عنوان کتاب هم همین معنا را تقویت می کند: زندگی مجموعه ای از حضورهای کوتاه، خاطرات ناقص و آدم هایی است که نمی توان برای همیشه نگهشان داشت. مودیانو عمداً همه چیز را توضیح نمی دهد و همین ابهام، بخش مهمی از تجربه خواندن است. این کتاب بیشتر از اینکه کتابی درباره یافتن پاسخ های قطعی باشد، درباره تلاش انسان برای معنا دادن به گذشته است؛ درباره اینکه حافظه چطور واقعیت را تغییر می دهد و چگونه گاهی آنچه فراموش کرده ایم، بیشتر از آنچه به یاد داریم هویت ما را شکل می دهد. رمان کوتاه است، اما فضای آن مدت ها بعد از تمام شدن کتاب در ذهن میماند و بابتش متشکرم. 🖐
هیچ پاسخی ثبت نشده است.