نظر maryam برای کتاب مطالعه زهر (کتاب اول) حماسه ایژیا

مطالعه زهر (کتاب اول) حماسه ایژیا
ماریا وی اسنایدر، علی دهقان
۴.۶(امتیاز ۳۱۲ نفر)
maryam
۱۴۰۵/۰۵/۰۳
برای کسایی که عاشق کتاب شدن: نویسنده چند سال پیش ۳ جلد اول این کتاب رو از دیدگاه والک ارائه داده ولی ترجمه نشده من چون نتونستم بخونم از ترجمه گوگل استفاده کردم که اینم برام مشکلی نبود. خیلی از حقایقی که ما نمی دونستیم رو تو کتاب شرح میده و اینکه کتابو از دیدگاه والک خوندم واقعا خیلی جالب بود. یه بخش کتاب👈حس جدید. همراه با آن حسادت غیرمنطقی وقتی که او را با رند دیده بود. چه چیزی در مورد این زن وجود داشت که تمام این احساسات ناآشنا را در او بیدار می کرد؟ انگار میل او به محافظت از او از یک سطح اولیه در اعماق وجودش سرچشمه می گرفت. چرا؟ شاید به خاطر زیبایی اش بود؟ صورت بیضی شکلش کمی از لاغری اش را از دست داده بود. و آن چشمان - پهن و سبز با جرقه های آتش در هنگام عصبانیت. لاغر، اما نه چندان بلند، با چهار اینچ بالای پنج فوت. والک زن های زیبای زیادی را ملاقات کرده بود و هیچ کدام از آن ها هرگز روح او را تکان نداده بودند.) یه بخش دیگه👈در یکی از همان شب های وحشتناک، برزیل و موگکان از راه رسیدند. آن ها کنار میله های زندان او ایستادند و با خوشحالی به وضعیت او نگاه کردند. والک با نگاهی خیره به آن ها نگاه می کرد و به راه های خلاقانه و متعددی که برای کشتن هر یک از آن ها در نظر بود، فکر می کرد. او به آرامی جان آن ها را بیرون می ریخت. بعد از اینکه آن ها رفتند، او روی زمین دراز کشید و دستش را از لای میله ها دراز کرد. با لحنی آمرانه گفت: «تو تنها نیستی عزیزم. دستم رو بگیر.» یه بخش دیگه👈نیازی به انجام مراحل S برای این آزمایش نبود. او گفت: «سیب ترش.» او سر تکان داد. او فنجان را روی میز گذاشت و تاب خورد. والک در یک چشم به هم زدن کنارش بود و قبل از اینکه واژگون شود، او را گرفت. او را در آغوش گرفت.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟