نظر Parisa برای کتاب صوتی مستاجر

مستاجر
رولان توپور، کوروش سلیم زاده
۴.۲(امتیاز ۹۰ نفر)
Parisa
۱۴۰۵/۰۴/۱۵
از آن کتاب‌هایی بود که بعد از تمام شدنش شروع شد. هرچه بیشتر به آن فکر کردم، بیشتر فهمیدم که این داستان برای من درباره یک ساختمان مرموز یا همسایه‌های عجیب نبود؛ درباره جامعه‌ای بود که آرام‌آرام هویت آدم را می‌بلعد. چیزی که بیش از همه توجهم را جلب کرد این بود که ترلکوفسکی یک‌باره نابود نمی‌شود. هیچ اتفاق ناگهانی‌ای نمی‌افتد. همه‌چیز ذره‌ذره پیش می‌رود؛ هر بار کمی کوتاه می‌آید، کمی خودش را با خواسته‌های دیگران تطبیق می‌دهد، کمی از خودش صرف‌نظر می‌کند تا مبادا مزاحم کسی باشد. اما همین عقب‌نشینی‌های کوچک، در نهایت باعث می‌شوند دیگر چیزی از هویت خودش باقی نماند. به نظرم ساختمان و ساکنانش فقط یک مکان و چند شخصیت نیستند؛ استعاره‌ای از جامعه‌اند. جامعه‌ای که شاید مستقیماً به تو آسیب نزند، اما مدام از تو می‌خواهد کمتر باشی، آرام‌تر باشی، شبیه‌تر باشی و متفاوت نباشی. اگر مدام به این خواسته‌ها تن بدهی، ممکن است روزی به خودت بیایی و ببینی دیگر خودت نیستی. به همین دلیل، تغییر تدریجی ترلکوفسکی به سیمون را صرفاً یک فروپاشی روانی نمی‌بینم. این تغییر، نمادی از از دست رفتن «من» در برابر فشار جمع است؛ انگار وقتی جامعه همه لایه‌های هویتت را از تو می‌گیرد، جای خالی آن را با هویتی دیگر پر می‌کند
چیزی که این کتاب را برای من ماندگار کرد، همین وحشت خاموش آن بود. ترس واقعی نه از خانه بود، نه از همسایه‌ها؛ بلکه از این فکر که شاید بزرگ‌ترین تهدید برای هویت انسان، فشارهای کوچک و مداومی باشد که هر روز از طرف جامعه تجربه می‌کنیم و آن‌قدر به آن‌ها عادت می‌کنیم که متوجه از دست دادن خودمان نمی‌شویم. مستأجر هشداری بود درباره این‌که اگر همیشه برای پذیرفته شدن خودمان را تغییر دهیم شاید نهایت چیزی برای پذیرفته شدن نمی‌ماند
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟