نظر سعید غلامی برای کتاب مثل خون در رگهای من

مثل خون در رگهای من
سعید غلامی
۱۴۰۵/۰۴/۰۸
00
این یکی از اون تجربه هایی بود که بیشتر از اینکه «کتاب» باشه، شبیه قدم زدن داخل ذهن و احساسات یک شاعر بود. همه چیز خیلی شخصی، صریح و گاهی حتی بی پرده ست. حس می کنی داری با کسی حرف می زنی که هم زخم دیده، هم خیلی خوب بلد بوده از درد، کلمه بسازه. نقطه قوتش دقیقاً همین صداقته؛ اینکه چیزی رو بزک نمی کنه. ولی همین صراحت و فرم غیرروایی ممکنه برای بعضی ها سخت یا حتی پراکنده به نظر بیاد، چون قرار نیست داستان خطی تعریف کنه یا مسیر مشخصی جلو بره. در کل، بیشتر از اینکه «خوانده بشه»، باید «حس بشه». اگر با شعر و نگاه شخصی به زندگی ارتباط بگیری، خیلی درگیرت می کنه.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.