نظر Pari برای کتاب صوتی سقوط مرگبار 1: باران سیاه

سقوط مرگبار 1: باران سیاه
Pari
۱۴۰۵/۰۴/۰۵
00
داستان درباره مردی بینام است که بدنش آهنی است و جمله «رباتی که می خواست انسان شود!» را زمزمه می کند. که بدون هیچ خاطره ای از گذشته اش، خود را در جهانی ویران شده پیدا می کند. او نه نامش را می داند و نه می داند چرا همه به دنبال کشتن او هستند. در این دنیای نابود شده، هیولاها بر زمین مسلط شده اند و انسان ها در پناهگاه ها زندگی می کنند. تنها سرنخی که از خود دارد، این جمله است: "رباتی که می خواست انسان شود! ". در این میان، زایراس نیز در همین دنیا به دنبال حقیقت و بقا است.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.