نظر Pari برای رمان آسمان فرو می ریزد

رمان آسمان فرو می ریزد
سیدنی شلدون، میترا میرشکار سیاهگل
۴.۲(امتیاز ۱۰۳۶ نفر)
Pari
۱۴۰۵/۰۳/۲۹
جوزف، پسر ۱۲ ساله ای که مادرش را از دست داده و پدرش به جبهه رفته، به خاطر رفتارهای خشمگینانه اش، از یورکشایر به لندن فرستاده می شود تا پیش خانم «اف» زندگی کند؛ زنی سخت گیر که ظاهراً بچه ها را دوست ندارد. خانم «اف» تنها مسئول نگهداری از باغ وحش رو به زوال شهر است و جوزف را مجبور به کار در آن جا می کند. آن جا با آدونیس، گوریل عظیم الجثه ای آشنا می شود که در ابتدا از او بیزار است. اما کم کم، این دو موجود زخمیِ تنها، دل به هم می دهند. آن ها هر دو، درد از دست دادن را درک می کنند؛ آدونیس خانواده اش را از دست داده و جوزف، پدر و مادرش را. در جریان حمله هوایی شدیدی که به باغ وحش اصابت می کند، آدونیس می میرد و قفسش در آتش می سوزد. مرگ آدونیس، سیلِ تمام دردهای درون جوزف را بیرون می ریزد و برای اولین بار به او اجازه می دهد تا غم و خشمش را بیان کند. در این غم مشترک، خانم «اف» هم برای اولین بار او را در آغوش می گیرد و این دو که هر کدام تنهایی و از دست دادن را چشیده اند، به خانواده ای کوچک برای یکدیگر تبدیل می شوند
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟