نظر Ahmad برای کتاب افسانه فرزندان شاهنشاه هرمزد: بازی قدرت

افسانه فرزندان شاهنشاه هرمزد: بازی قدرت
علی پاینده
۴.۵(امتیاز ۵۹۰ نفر)
Ahmad
۱۴۰۵/۰۳/۲۸
عمر شاهنشاه هرمزد رو به پایان بود و او پنج پسر با نام های شاپور، اردشیر، یزدگرد، بهرام و خسرو داشت. در عصر ساسانی خود خاندان ساسانی یکی از این هفت خانواده بود و بعد از آن خاندان سورن و کارن بیشترین قدرت را داشتند. زن دوم، انتخاب خود هرمزد بود و به همین علت دوست داشت فرزند این زن جانشینش شود. بنابراین او را برخلاف نظر بسیاری از بزرگان به ولایت عهدی انتخاب کرده بود. اما عرف آن زمان به جانشینی فرزند ارشد حکم می داد. شاپور، پسر بزرگ تر که از طرز فکر پدر بسیار ناراحت بود، چون شاهنشاهی را حق خود می دانست، بعد از ناامیدی از پدر سعی در جلب نظر بزرگان داشت و چون از سورن ها بود، قباد و خاندان سورن به شدت از او حمایت می کردند. خاندان کارن که چشم دیدن جاه و مقام بیش از حد سورن ها و کم شدن قدرت خود در آن زمان را نداشت، به سرپرستی شخصی به نام پیروز، از نظر هرمزد و جانشینی اردشیر حمایت می کرد. فرزند سوم که یزدگرد نام داشت علاقه ای به قدرت نداشت و دوست داشت زندگی آرامی به دور از مسائل سیاسی بماندفرزند چهارم که 7بهرام نام داشت و مادرش از خاندان بزرگ سپَندیاد بود، علاقه ی فراوانی به نظامی گری داشت. با اینکه او یک شاهزاده بود، بیشتر وقت خود را در پادگان ها می گذراند و حتی شب ها در آن جا می خوابید. او با تمام توان سعی می کرد فنون رزمی و استراتژی های جنگ را هر چه بهتر بیاموزد. کوچکترین برادر خسرو نام داشت که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود. این داستان در واقع داستان بهرام است که با دلاوری های خود مرزهای شرقی را از وجود ترکان آزاد می کند و مردم مرو و نیشابور را با هم متحد می کند و به کمک فردی بسیار دانا به نام ورشان حاکم نیشابور و مرو می شود و بعد سیستان را هم تصرف می کند و بعد پادشاه ایران می شود.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟