داستان «زارمحمد» و تلاش او برای گرفتن حقش، بسیار پرکشش و تأثیرگذار است و چوبک با مهارت فضای جنوب ایران و فرهنگ تنگستان را زنده میکند.
اما از سوی دیگر، شخصیت زارمحمد گاهی بیش از حد قهرمانانه و اسطورهای جلوه میکند. او در بخشهایی از داستان کمتر شبیه یک انسان معمولی و بیشتر شبیه نماد مرد عدالتخواه است. همین موضوع باعث میشود برخی لایههای روانشناختی شخصیت، آنطور که انتظار میرود، عمیق نشوند.
همچنین روایت کتاب در نیمه دوم تا حدی تک وجهی میشود؛ یعنی داستان تقریباً فقط در مسیر انتقام پیش میرود و پیچیدگی روایی چندانی پیدا نمیکند. خواننده از نسبتاً زود میتواند حدس بزند که داستان به چه سمتوسویی خواهد رفت و عنصر غافلگیری کاهش مییابد.
نکته دیگری که ممکن است برای بعضی خوانندگان امروزی چالشبرانگیز باشد، نگاه نسبتاً سیاه و دوقطبی کتاب به آدمهاست؛ افراد یا در جبهه ظلم هستند یا در جبهه حق، و کمتر شاهد شخصیتهای خاکستری و چندوجهی هستیم. این مسئله شاید برای رمانی که بر پایه یک ماجرای واقعی و اجتماعی نوشته شده، کمی سادهسازی به نظر برسد.
با این حال، حتی با این ایرادها، تنگسیر همچنان یکی از خواندنیترین رمانهای ایرانی است؛ چون چوبک در خلق فضا، زبان محلی و حس خشم و بیعدالتی اجتماعی چنان موفق عمل کرده که ضعفهای ساختاری کتاب را تا حد زیادی میپوشاند. به همین دلیل میتوان گفت تنگسیر شاید شاهکار بینقصی نباشد، اما هنوز یکی از مهمترین و ماندگارترین رمانهای ادبیات معاصر ایران است.
اما از سوی دیگر، شخصیت زارمحمد گاهی بیش از حد قهرمانانه و اسطورهای جلوه میکند. او در بخشهایی از داستان کمتر شبیه یک انسان معمولی و بیشتر شبیه نماد مرد عدالتخواه است. همین موضوع باعث میشود برخی لایههای روانشناختی شخصیت، آنطور که انتظار میرود، عمیق نشوند.
همچنین روایت کتاب در نیمه دوم تا حدی تک وجهی میشود؛ یعنی داستان تقریباً فقط در مسیر انتقام پیش میرود و پیچیدگی روایی چندانی پیدا نمیکند. خواننده از نسبتاً زود میتواند حدس بزند که داستان به چه سمتوسویی خواهد رفت و عنصر غافلگیری کاهش مییابد.
نکته دیگری که ممکن است برای بعضی خوانندگان امروزی چالشبرانگیز باشد، نگاه نسبتاً سیاه و دوقطبی کتاب به آدمهاست؛ افراد یا در جبهه ظلم هستند یا در جبهه حق، و کمتر شاهد شخصیتهای خاکستری و چندوجهی هستیم. این مسئله شاید برای رمانی که بر پایه یک ماجرای واقعی و اجتماعی نوشته شده، کمی سادهسازی به نظر برسد.
با این حال، حتی با این ایرادها، تنگسیر همچنان یکی از خواندنیترین رمانهای ایرانی است؛ چون چوبک در خلق فضا، زبان محلی و حس خشم و بیعدالتی اجتماعی چنان موفق عمل کرده که ضعفهای ساختاری کتاب را تا حد زیادی میپوشاند. به همین دلیل میتوان گفت تنگسیر شاید شاهکار بینقصی نباشد، اما هنوز یکی از مهمترین و ماندگارترین رمانهای ادبیات معاصر ایران است.