«انجمن شاعران مرده» برای من فقط یک رمان درباره مدرسه یا چند دانشآموز نبود؛ بیشتر درباره جرئت متفاوت فکر کردن و دنبال کردن علاقههای شخصی بود. شخصیت معلم داستان آنقدر تأثیرگذار نوشته شده که تا مدتها بعد از تمام شدن کتاب در ذهن آدم میماند. چیزی که من دوست داشتم این بود که کتاب بدون شعار دادن، اهمیت آزادی فکر و انتخاب مسیر زندگی را نشان میدهد.
البته بعضی بخشهای داستان قابل پیشبینی بود، اما احساساتی که منتقل میکرد آنقدر قوی بود که این موضوع چندان به چشم نمیآمد. پایان کتاب هم از آن پایانهایی است که آدم را کمی ناراحت میکند و در عین حال به فکر فرو میبرد. به نظرم دلیل محبوبیت این کتاب این است که هر کسی در بخشی از زندگیاش با ترس از قضاوت شدن یا انتخاب راهی که خودش دوست دارد روبهرو شده و میتواند با شخصیتهای داستان همذاتپنداری کند
البته بعضی بخشهای داستان قابل پیشبینی بود، اما احساساتی که منتقل میکرد آنقدر قوی بود که این موضوع چندان به چشم نمیآمد. پایان کتاب هم از آن پایانهایی است که آدم را کمی ناراحت میکند و در عین حال به فکر فرو میبرد. به نظرم دلیل محبوبیت این کتاب این است که هر کسی در بخشی از زندگیاش با ترس از قضاوت شدن یا انتخاب راهی که خودش دوست دارد روبهرو شده و میتواند با شخصیتهای داستان همذاتپنداری کند