نظر صبا الرحمن برای نمایش صوتی پلیکان

نمایش صوتی پلیکان
صبا الرحمن
۱۴۰۵/۰۳/۱۹
00
نمایشنامه «پلیکان» اثر آگوست استریندبرگ، اثری تلخ و تأثیرگذار درباره فروپاشی خانواده، ریاکاری و پیامدهای ویرانگر خودخواهی است. یکی از نقاط قوت نمایشنامه، به چالش کشیدن تصویری است که جامعه گاهی به طور مطلق از «مادر» ارائه می دهد. استریندبرگ نشان می دهد که صرفِ مادر بودن یا همسر بودن، لزوماً به معنای فداکاری، عشق و مسئولیت پذیری نیست و هر انسانی باید با کردار خود شایستگی این عناوین را به دست آورد. در طول داستان، مخاطب به تدریج با چهره واقعی مادر خانواده روبه رو می شود؛ زنی که سال ها با دروغ، طمع و خودخواهی، فرزندان و همسرش را در محرومیت نگه داشته و بنیان خانواده را از درون متلاشی کرده است. این بخش از نمایشنامه به خوبی موفق می شود احساس خشم، اندوه و همدلی را در خواننده برانگیزد و نشان دهد که چگونه رفتار یک فرد می تواند سرنوشت یک خانواده را به تباهی بکشاند. با این حال، مهم ترین نقد من به پایان نمایشنامه وارد است. اگرچه رفتار مادر غیرقابل دفاع و سرشار از ظلم است، اما تصمیم فرزندان برای سوزاندن او را نمی توان به سادگی «عدالت» نامید. به نظر می رسد نمایشنامه در نقطه ای مرز میان عدالت و انتقام را کمرنگ می کند. فرزندانی که خود قربانی خشونت، فریب و بی توجهی بوده اند، در نهایت دست به عملی می زنند که از نظر اخلاقی نیز قابل دفاع نیست. برای من این پرسش مطرح شد که آیا کسی که می تواند مادر خود را در آتش رها کند، حتی اگر از او آسیب های عمیقی دیده باشد، می تواند همچنان نماد خیر و حق طلبی باشد؟ به باور من، این پایان بیش از آنکه نشان دهنده پیروزی عدالت باشد، نمایانگر گسترش چرخه خشونت و نفرت است. گویی فساد اخلاقی مادر تنها زندگی فرزندانش را نابود نکرده، بلکه آن ها را نیز به سوی تاریکی کشانده است.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.