نظر رسول مظفری برای کتاب کمیک سقوط مرگبار - باران سیاه - شماره 1

کمیک سقوط مرگبار - باران سیاه - شماره 1
رسول مظفری
۱۴۰۵/۰۳/۱۴
00
انفجار هیجان و معمایی که تا آخرین صفحه رهایت نمی کند! اگر فکر می کنید همه چیز را درباره ژانر علمی - تخیلی و پسارستاخیزی خوانده اید، «سقوط مرگبار (باران سیاه)» حرف تازه ای برای گفتن دارد. داستان از جایی شروع می شود که قهرمان اصلی بدون هیچ خاطره ای از گذشته، خود را در آستانه خودکشی می یابد – و این فقط آغاز ماجراست. او نمی داند کیست، نمی داند چرا همه انسان ها قصد کشتنش را دارند، و حتی نمی داند چرا بدنش آهنی است! نویسنده با قلمی روان و فضاسازی های نفسگیر، تو را به جهانی ویران شده می برد؛ جایی که هیولاهای جهش یافته در آسمان پرواز می کنند، ماسه ها شهرها را بلعیده اند، و گلوله از جان آدم ها ارزشمندتر است. شخصیت اصلی که تنها یک جمله را زمزمه می کند: «رباتی که می خواست انسان شود» – همین جمله برای کنجکاو کردن هر خواننده ای کافی است. داستان با معمایی پیچیده و تعلیقی نفسگیر پیش می رود و قلم معین فرد به حدی قدرتمند است که تا آخرین صفحه نمی گذارد کتاب را زمین بگذاری. ۵۰۹ صفحه تمام نشدنی! اگر عاشق آثار علمی - تخیلی مثل «مترو»، «دونده هزارتو» و «ایستاده» هستید، این کتاب را از دست ندهید.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.