نظر زهراجهانگیری برای کتاب سازندگان

سازندگان
زهراجهانگیری
۱۴۰۵/۰۳/۰۶
10
- " نمیتونی به یه پرنده اعتماد کنی "+ " به هیچکس نمیتونی اعتماد کنی "، کاپیتان شروع کرد به گفتن داستان: یه زمانی دو برادر بودند این اولین تجربه ی من بود که کتابی میخوندم با شخصیت و کرکترهایی غیرانسان، برام جالب بود اینکه کاپیتان (موش) به دنبال ارتباط برقرار کردن با دوستای قدیمی ای مثل جغد، سمندر و.. برای گرفتن انتقام بود. واقعیت هر فصلی که میگذشت بیشتر ترغیب میشدم تا به انتها برسم و ببینم چی میشه، حدس های زیادی برای پایانش میشد زد و پایانی غیرقابل پیش بینی داشت. در کل به عنوان اولین تجربه ی خوندن کتاب هایی با شخصیت حیوانات، کتابی بود که واقعا من رو به فکر فرو برد و دیالوگ های دوست داشتنی ای هم داشت که نمیشه ندید گرفت.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.