یلکا و عروسی داستان کوتاهی است جالب از داستایفسکی که در نقد کودک همسری نوشته شده . یلکا کودکی است که خواستگاری ثروتمند چهل و پنج ساله دارد و خانواده اش منتظرند تا او به ۱۵ سالگی رسیده تا خلاف میل دخترک، او را شوهر دهند. داستان اگر هم واقعی نباشد حداقل تکان دهنده بوده و پرده از ظلمی بر میدارد که بر زنان رفته است. داستایفسکی هرچند روی خوشی به زنان نشان نداده است اما اینبار دیدگاهی متفاوت به زنان دارد.