نظر مهدیه ملاالهی برای کتاب هنگامی که نیچه گریست

هنگامی که نیچه گریست
مهدیه ملاالهی
۱۴۰۵/۰۲/۲۹
00
در مدح و ستایش دکتر یالوم بزرگ چه در طبابت چه در نویسندگی هیچ شکی نیست و هرکس کتابخون باشه بی شک با شاهکارهای این استاد بزرگ قطعا آشنا شده و جای هیچ انتقاد و بحثی نمیمونه اما بخوام راجع به کتاب وقتی نیچه گریست نظرم رو بنویسم: همگی نیچه رو با کلمه ابر انسانش میشناسیم انسانی که فراتر از ارزش های انسانی قدم گذاشته و آفریننده ارزش های جدید بوده و در قید و بند ارزش های عصر حاضر و یا حتی گذشته نبوده، نیچه در اینجا فردی است با مغزی متفکر و مملو از فلسفه و منطق اما قلبی تنها و روحی که هنوز سوگوار اون عشقه ولی بروز نمیده، انسانی که از تنهایی عمیق و درک نشدن رنج میبره و همینطور بیماری سختی که عذابش میده و همه اینا چیزیه که در طی داستان سرکوب و انکار میکنه و میبینه نخیر من علیرغم ادعام ابرانسان نیستم و ابر انسان بودن اینقدر راحت نیست و در آخر این دیوار سفت و سخت فلسفی اون فرو میریزه و به قول دکتر یالوم بزرگ در کتاب من چگونه اروین یالوم شدم خطاب به یکی از بیمارانش که گفت اگه اشکهات صدا داشتن چی میگفتن؟ اشک های نیچه هم اقرار کردن که تو هرچی باشی انسانی دلت درک شدن و نیاز به صمیمیت و عشق میخواد حتی اگه فیلسوفی باشی که انسان رو دائما به قدرت دعوت کرده باشه. شاهکار دیگری بود از دکتر یالوم بزرگ و قطعا دوباره به سمت مطالعه مجدد این کتاب خواهم رفت به واسطه دیالوگ های بی نظیری که بین نیچه و دکتر بروئر رد و بدل شد و به شدت پیشنهادش می کنم.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.