نظر Parisa برای کتاب صوتی ویولن دیوانه

ویولن دیوانه
Parisa
۱۴۰۵/۰۲/۲۹
00
برخلاف چیزی که از اسمش ممکن است به نظر برسد، فقط درباره موسیقی یا یک ویولن عجیب نیست؛ بیشتر درباره تقابلِ رؤیا و واقعیت، زیبایی و فروپاشیِ زندگی است. شخصیت اصلیِ کتاب، جوانی ست به نام هده که در آغاز، زندگی اش حالتی اشرافی و آرام دارد؛ خوش پوش، حساس و غرق در موسیقی. ویولن برایش فقط یک ساز نیست، بلکه بخشی از هویت و پناهگاه روحی اش است. اما وقتی بحران مالی خانواده و فروپاشیِ آرامِ دنیای امنش شروع می شود، کم کم می بینی که او از جهانِ خیال و هنر به سمت واقعیتِ خشن زندگی پرتاب می شود. چیزی که کتاب را خاص می کند این است که لاگرلوف سقوطِ شخصیت را فقط اقتصادی یا اجتماعی نشان نمی دهد؛ بیشتر انگار درباره شکستنِ یک روح لطیف است. هده از آن آدم هایی ست که برای دنیای واقعی زیادی رؤیایی و حساس اند. برای همین، موسیقی در کتاب نقش نجات دهنده و هم زمان ویرانگر دارد؛ چیزی که او را از ابتذال زندگی جدا می کند، ولی باعث می شود او نتواند با دنیای پیرامونش کنار بیایدفضای رمان هم خیلی اسکاندیناویایی و سرد و مه آلود است؛ طبیعت، خانه های قدیمی، سکوت و حسِ اندوهِ آرام در همه جای کتاب جریان دارد. لاگرلوف به جای داستان پردازیِ پراتفاق، بیشتر روی حال وهوای روانی شخصیت ها تمرکز می کند. برای همین کتاب بیشتر «حس» می شود تا اینکه صرفاً دنبال شود. یکی از قشنگ ترین لایه های کتاب، نگاهش به هنر است. انگار می پرسد: آیا هنر می تواند انسان را از رنج نجات دهد؟ یا برعکس، آدم های حساس و هنرمند را شکننده تر می کند؟ و به نظرم «دیوانگی» در عنوان کتاب هم دقیقاً همین جاست؛ نه جنونِ واقعی، بلکه نوعی فاصله گرفتن از دنیای عادی. آدمی که بیش از حد با زیبایی، موسیقی و رؤیا زندگی کند، شاید دیگر نتواند با خشونتِ واقعیت کنار بیاید
هیچ پاسخی ثبت نشده است.