کتاب دختری به نام سامسون به عنوان رمان تخیلی کتاب بسیار زیبا و پر کششی هست که خواننده از مطالعه ی اون لذت می بره. اما به عنوان سرگذشت و زندگینامه اثریه که در اون امانت و صداقت رعایت نشده و مطالب متعدد تخیلی و غیر واقعی به شخصیت های حقیقی تاریخی نسبت داده شده که این اصلا درست نیست و در انتهای کتاب به خواننده حس بسیار بدی دست میده. (به صورتیکه به عنوان مثال در انتهای کتاب خود نویسنده نتونسته تضاد شناخته شدن دبورا توسط دکتر تاچر رو حل کنه و یه جا گفته شناختش و در جای دیگه میگه متوجه نشد.) ضمن اینکه حذفیات متعدد ناشی از ترجمه و اشتباهات تایپی مخصوصا در نیمه دوم کتاب برای خواننده اذیت کننده است. کاش این کتاب به عنوان رمان تخیلی منتشر میشد اون وقت خواننده از مطالعه اش لذت کامل میبرد.