نظر داریوش نادری برای کتاب صوتی کی ز مردن کم شدم: چگونه مرگ من در اثر سرطان به خودشناسی‌ام منجر شد

کی ز مردن کم شدم: چگونه مرگ من در اثر سرطان به خودشناسی‌ام منجر شد
آنیتا مورجانی، محمود دانایی
۴.۷(امتیاز ۲۵۶ نفر)
داریوش نادری
۱۴۰۵/۰۲/۲۸
آنچه نویسنده سعی در توصیف فضای بعد از مرگ می دهد (آن نور های جیغ لامپ های نئونی و صدای موسیقی و...) بیشتر شبیه به لاس وگاس و شب شهر های هنگ کنک است. ظاهرا در صورت صحت تجربه، بر گرفته از تصورات ناخود آگاه راوی داستان از ترکیب تصاویر دیداری و القاهای شنیداری است... بنظرم انسان به برکت تکامل در روند آفرینش و اضافه شدن لایه خاکستری مغز و دارا شدن از نعمت تفکر و تخیل گرایش به جاودانه شدن پیدا کرد و هر چه در جهان به برکت این دو نعمت قوی تر شد و بر دیگر موجودات استیلا یافت خود خواه تر شد و خود را در مرکز آفرینش تصور کرد و تمام هستی را مخدوم وجودی خود... در کیهانی که میلیارد ها میلیارد کهکشان وجود دارد و هر کهکشان دارای میلیون ها ستاره و هر ستاره هزاران سال نوری از هم فاصله دارند دیگر انسان عددی حساب نمی شود جز یک موجود نسبتا تکامل یافته که در اثر فرگشت پا به عرصه وجود گذاشته است. ما جزئی از کل هستیم نه تمام آن. به دنیا می آیین و می میریم... به میرایی مورچه و سوسک و فیل و زرافه و.... و سپس تجزیه و برگشت به طبیعت به صورت ماده و عناصر تشکیل شده کالبد مادی مان....
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟