جنگ و تروماهایی که در اثر اون به وجود اومده، به آرومی تاثیر خودش رو روی اُنک گذاشته و در آخر اون رو به مرحلهی کامل جنون رسونده. هر چند سایر رفتارهای به ظاهر نرمال او هم (مثل مهربانی و شوخیهای بیش از حد) نشانههایی از فرار ناخودآگاه برای فراموشی بودند.
مثل بقیهی دوستان برای من هم سوال پیش اومده بود که چه اتفاقی بین مادر خانواده و اُنک در اون شب بخصوص پیش اومده که باعث عصبانیت بیش از حد مادر خانواده شده، که فکر میکنم جواب سوالم رو پیدا کردم: اولین نشونههای جنون و از خود بیگانگی اُنک در حال بروز بوده و بقیه از اون بی اطلاع بودند.
مثل بقیهی دوستان برای من هم سوال پیش اومده بود که چه اتفاقی بین مادر خانواده و اُنک در اون شب بخصوص پیش اومده که باعث عصبانیت بیش از حد مادر خانواده شده، که فکر میکنم جواب سوالم رو پیدا کردم: اولین نشونههای جنون و از خود بیگانگی اُنک در حال بروز بوده و بقیه از اون بی اطلاع بودند.