نظر فرنوش جعفرزاده برای کتاب جین ایر - جلد دوم

جین ایر - جلد دوم
فرنوش جعفرزاده
۱۴۰۵/۰۲/۲۳
00
کتابی بود که خیلی مشتاقانه شروعش کردم و جلو رفتم و فصل اولش توی یه چشم به هم زدن از نظرم تموم شد. با همون اشتیاق فصل دومش رو شروع کردم و تا تقریبا ۲۵۰ صفحه اولش خوب پیش رفت ولی صد و پنجاه صفحه آخرش برام یکم خستهکننده شد جوری که میل و اشتیاقم به خوندن رو یکم کم کرد. این طاقتفرسایی وقتی به اوج رسید که سینت جان توی داستان بولد شد. این آدم هیچ جوره برام دوستداشتنی نمیشد و تا حد زیادی هم روی مخم بود. شخصیتش برام خشک و زیادی یه دنده و از همه بیشتر کنترلگر بود، از این مدلها که نه اصلا توی کتش نمیرفت و آدم رو تحتفشار میذاشت و توی این مورد من یکم از دست جین حرص میخوردم که کم محلت کرد؟ به جهنم گور باباش! بعد از طرفی میتونستم جین رو درک کنم که چرا اینقدر براش مهمه. بیست سال اول زندگیش عملا هیچکس رو نداشت و وقتی بالاخره یه خانواده پیدا کرد دوست داشت دلشون رو به دست بیاره. من با اینکه شخصیت آقای راچستر هم خیلی برام واو نبود ولی دقیقا از وقتی جین دوباره برگشت پیشش حس کردم داستان دوباره روح گرفت، حتی با وجود وضیعتی که ادوارد داشت. طبق بچگی جین توقع داشتم بزرگسالیشم همونقدر جسور باشه ولی برعکس تودار بود و میخواست با همه نرمی کنه که قابل درک بود باز چون از طردشدن و بیکس موندن میترسید به خاطر شرایطی که توش بزرگ شد. ولی از طرفی همونقدر که از جان خوشم نمیومد همونقدر میتونم بگم شخصیتش با حضور کوتاهش برام از همشون بولدتر شد چون شخصیت متفاوت داستان بود. باقی شخصیتها اونقدر متمایز و بولد نبودن. در ضمن دوست داشتم بیشتر درباره همسر آقای راچستر میدونستم. احساس میکنم در حقش یه اجحافی شده. خیلی کنجکاوم داستان اگر از دید اون بیان میشد چطور بیان میشد. در کل برای یه بار خوندن خوبه.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.