نظر صحرا برای کتاب ناتوان

ناتوان
صحرا
۱۴۰۵/۰۲/۱۹
00
اگر در جهانی به دنیا بیایی که جادو در آن معیار ارزش، هویت و حتی حق زنده ماندن است، «عادی» بودن محکوم است. در پادشاهی ایلیاد، جادوگران بر تخت نشسته اند و عادی ها زیر تیغ سوءظن و شمشیر قانون نفس می کشند؛ ناتوان، عادی، بی ارزش. زمزمه های پادشاه در گوش نخبگان ریشه می دواند و همگی از این حقیقت غافل می شوند که قدرت فقط از خون ناشی نمی شود، که جادو تنها راه پیروزی یک نبرد نیست. «کاری کن تو رو دست کم بگیرن. کاری کن تو رو نادیده بگیرن تا زمانی که خودت بخوای دیده بشی.» (بخشی از متن کتاب) در این یادداشت از وبلاگ طاقچه، سراغ رمان ناتوان (Powerless) نوشته ی لورن رابرتس می رویم؛ نخستین جلد از مجموعه ای پنج جلدی که در آن، هم زمان با یک عاشقانه ی پُرتنش، به جهان سازی، شخصیت پردازی، تم های اجتماعی و همچنین شباهت ها و تفاوت های این اثر با دیگر کتاب های فانتزی مشهور می پردازیم و نقاط قوت و ضعفش را بررسی می کنیم.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.