نظر محمدرضا برای کتاب بهشت، جهنم

بهشت، جهنم
محمدرضا
۱۴۰۵/۰۲/۱۹
00
از خوندن این کتاب فاصله گرفتم، راستش رو بخوام. نه به خاطر اینکه بد بود، بلکه به خاطر اینکه زیادی حقیقی بود. «بهشت و جهنم» در واقع یه جورایی دنبالهی همون «مهمانسرای قلعه» ست، با این تفاوت که اینبار وایمن رفته سراغ روابط پیچیدهتر انسانی تا ماجراجوییِ محض. داستان حول محور یه معلم خصوصی به اسم «توماس رندال» میچرخه که وارد یه خونهی مرموز میشه - همون «مهمانسرای قلعه» که دیگه رنگ و بوی قدیم رو نداره. چیزی که منو درگیر کرد این بود که قهرمان اینبار به جای دوئل و شمشیرزنی، داره توی maze دروغها و رازهای خانوادگی گم میشه. راستش شخصیت زن داستان برام یه کم زیادی احساساتی بود، اما شاید خود نویسنده میخواسته تضاد بین منطق مردونه و احساس زنونه رو نشون بده. پایانبندیاش یه کم شتابزدهست و بعضی گرهها راحت باز میشن، اما همون حس تعلیق و دلهرهای که از «مهمانسرای قلعه» به یاد دارم، هنوزم اینجا هست. بهشرط اینکه طرفدار داستانهای کلاسیک انگلیسی با فضای قلعههای نمور و رازهای پشت درهای بسته باشی، دستت درد نکنه.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.