نظر محمدرضا برای کتاب دروغ های صمیمانه

دروغ های صمیمانه
محمدرضا
۱۴۰۵/۰۲/۱۹
00
اوه، این کتاب واقعاً برام یه تجربهی عجیب بود. «دروغ های صمیمانه» رو ماریا بارت نوشته و داستان دو زنه به اسم «هالی» و «جیل» که تازه بعد از مرگ «شوهرشون» میفهمن هر دو باهاش ازدواج کردن. راستش ایدهی داستان فوقالعاده جذاب بود – دو تا زن که باید بفهمن این غریبه کی بوده- اما تو اجرا یه جاهایی لنگ میزد. نقطه قوتش روایت پرکشش و معمای هویت اون مرده؛ اون بخشهایی که این دو زن به دنیای زیرزمینی و قراردادهای مخفی وارد میشن، واقعاً منو پایبند کتاب نگه داشت. ولی شخصیت هالی برام یه ضدحال بزرگ بود؛ نویسنده تعریفش کرده زن شیک و باشکوهی، اما مدام ناخن میجوه، موهاش ژولیدهست و آبنبات بازشده توی کیفه رو به دیگران تعارف میکنه! این تناقضها آدم رو از شخصیتپردازی سردر میاره. یکی از منتقدای آمازون دقیقاً به همین موضوع اشاره کرده. اون اوایل کتاب هم دیالوگها پر از علامت تعجب بود؛ انگار همه شخصیتها دائم سر هم داد میزدن که برام خستهکننده بود. مهمتر اینکه تموم کتاب حواسش به هالی بود و تهش هم رها میشی بدون اینکه بدونی بقیه شخصیتها چی شدن. خلاصه اگه عاشق داستانهای معماییِ سبک با کلی پیچوتابی و به شرط تحمل شخصیتهای غیرمنطقی، بد نیست. من اما حین خوندنش مدام فکر میکردم کاش نویسنده حوصلهی بیشتری به خرج داده بود.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.