نظر محمدرضا برای رمان خرمگس

رمان خرمگس
محمدرضا
۱۴۰۵/۰۲/۱۹
00
«خرمگس» رو یکی از عمیقترین تجربه های ادبی زندگیم میدونم. راستش اولش فکر میکردم یه رمان انقلابیِ خشک و سیاسی از دوران ایتالیای سده نوزدهمه، اما خیلی سریع متوجه شدم اشتباه میکنم. آرتور بورتون (همون خرمگس بعد از تحولش) از اون شخصیتهایی که هیچوقت از یادت نمیره: یک پسره حساس و مومن که تبدیل میشه به یه روزنامهنگار زخمی و سرد و سارکاستیک با لبخندی که میگن یادآور جمجمه است. چیزی که منو درگیر کرد، رابطه عشق-نفرتش با مونسنینی (کشیشی که معلوم میشه پدرِ بیولوژیکشه) بود. اون صحنه زندان که «خرمگس» خودش رو معرفی میکنه و بعد پدرش... وای... یه هفته نتونستم به چیزی جز اون فکر کنم. خوندنش سخت نیست، اما هضمش برای آدم حساس، آره. تنها نکته منفیش اینه گاهی توصیفات منظره و فضای سیاسی زیادی طولانی میشه. اما اگه به دنبال کتابی درباره خیانت، ایمان، رستگاری و عشق پنهان هستی (و تا آخر هم گریه میکنی)، بدون معطلی شروع کن.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.