نظر محمد خضری برای کتاب هشت داستان

هشت داستان
محمد خضری
۱۴۰۵/۰۲/۱۲
00
داستان اناربانو، داستان روزمره زندگی امروزی همه ماست، از روزی که انترنت همه گیر شد و شبکه های اجتماعی در پهنه این اقیانوس بزرگ، نمایان شدند، ما هم زندگی واقعی خودرا گم کردیم، اناربانو، آن زندگی آرام و آن مکان بهشتی را برای دیدن جگر گوشه هایش ترک می کند، وارد دنیای ناشناخته ای میشود که با او بیگانه است، در این جهان ناشناخته و بیگانه، گم می شود. واقعا دلم به درد آمد برای مامان انار، اما دل درد برای خود خودمان است، که در این روزهای سخت، زندگی، ما را به پرتگاهی دور انداخته است.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.