داستان اناربانو، داستان روزمره زندگی امروزی همه ماست، از روزی که انترنت همه گیر شد و شبکه های اجتماعی در پهنه این اقیانوس بزرگ، نمایان شدند، ما هم زندگی واقعی خودرا گم کردیم، اناربانو، آن زندگی آرام و آن مکان بهشتی را برای دیدن جگر گوشه هایش ترک می کند، وارد دنیای ناشناخته ای میشود که با او بیگانه است، در این جهان ناشناخته و بیگانه، گم می شود. واقعا دلم به درد آمد برای مامان انار، اما دل درد برای خود خودمان است، که در این روزهای سخت، زندگی، ما را به پرتگاهی دور انداخته است.