نظر آزیتا محمودی برای کتاب ماه بانو

ماه بانو
آزیتا محمودی
۱۴۰۵/۰۲/۰۹
00
داستان زیبایی بود که اگر به ادبیات بومی ایرانی مربوط به رسوم محلی علاقه داشته باشید شما را جذب می کند و ضمن دنبال کردن حوادث مربوط به شخصیت داستان و همدلی با او به حال و هوای آن زمان ایران (احتمالا اواخر 1290 و اوایل 1300 هجری شمسی) و نبود امکانات اولیه و نقش مهم آن خدا بیامرز در پیشرفت و آبادانی کشور پی می برید. اما یک ستاره کم دادم بخاطر غلط های املایی که هر چه به اواخر کتاب نزدیک می شدیم بیشتر می شد کج دار و مریض (مریز) راجب (راجع به) نزاشتم (نذاشتم یا نگذاشتم) غیض (غیظ) و..... ه هکسره هم که رعایت نمی شد. اگر قرار باشد نویسنده یا ویراستار یا هر فعال فرهنگی به این مسائل بی توجه یا نا آگاه باشد حکایت وای به روزی که بگندد نمک خواهد شد یکی دو جا هم از اصطلاحات امروزی در گویش محلی صد سال قبل استفاده شده بود: چارقد فیت سرم شد!!!!! اصطلاح لاتین فیت fit برای چارقد!!! یا: مثل خری که به او کیک داده اند!!! ذوق کرده بود.؛ در حالیکه در کل آن زمان آنطور که ذکر شده کلوچه و نان روغنی بعنوان شیرینی شاهانه محسوب می شده و خبری از کیک نبوده چه برسد که این ضرب المثل امروزی رایج باشد. در خاتمه بنظرم نویسنده محترم حیف است در حالی که هم استعداد و هم دسترسی به این سوژه ها را دارند به این نکات بی توجه باشند.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.