نظر سما جعفری برای رمان بانوان عمارت میسالونگی

رمان بانوان عمارت میسالونگی
سما جعفری
۱۴۰۵/۰۲/۰۶
10
داستان خیلی زیبایی هست. دختری فقیر و بیبهره از زیبایی با مادر و خالش زندگی میکنه، اما در مسیری قرار میگیره که جرأت پیدا میکنه تا مشکلاتش رو حل کنه و با افرادی که آزارش میدن روبرو بشه. اما اشکالی که اینجا وجود داره روند کشف این استقلال هست. چرا که تغییر شخصیت از فردی بسیار وابسته که حتی اختیار رنگ لباسش رو هم نداره به فرد مستقل و شجاعی که زندگی افراد زیادی رو دگرگون کنه فرایند تدریجی هست، نه یکباره. خصوصا که نیروی محرکه و پیش برندهی این دختر کاملا ناشی از توهمات و در ذهن خود او بوده! البته در آخر کتاب هم که مشخص شد بسیاری از اتفاقات زائیدهی ذهن او هست، سوالات بسیاری مطرح میشه که میسی وقتی به کتابخونه میرفت و صاحب اصلی اونجا نبود، پس چه کسی اونجا رو باز نگه میداشت؟ یا به او کتاب معرفی میکرد؟ شخصا ازدواج بر پایهی فریب رو هم دوست نداشتم، چون خواننده دلش نمیخواد کاراکترهای محبوبش ناراحت بشن! این داستان سیر روایی خوبی در ابتدای کار داره، اما درست اونجایی که نویسنده میتونسته کلی به قصه شاخ و برگ بده و اصلا بخاطر دروغ میسی و ازدواجش کلی ماجراهای دیگه خلق کنه، داستان یکباره تموم میشه و توی ذوق مخاطب میزنه، در حالی که حداقل صد صفحه دیگه جای کار داشت.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.