نظر نورا زیرکی برای کتاب صوتی آنا کارنینا

آنا کارنینا
لئو تولستوی، سروش حبیبی
۴.۵(امتیاز ۷۶۱ نفر)
نورا زیرکی
۱۴۰۵/۰۲/۰۵
یکی از قشنگ‌ترین کتاب‌های عمرم بود در ابتدا شاید روند کتاب دلچسب نباشه اما هر چی جلوتر میره خواننده رو مشتاق تر میکنه و حاوی تمام ابعادی که یک زندگی را تشریح میکنه میشه پس می‌تونه برای گروه‌های متنوعی از خوانندگان دلپذیر و جذاب باشه. داستان «آنا کارنینا» با تصمیم یکی از شخصیت‌ها برای داشتن «یک زندگی خوب مسیحی» به اتمام می‌رسد، تصمیمی که خود «تولستوی» نیز در نهایت اتخاذ کرد. او پس از نوشتن این کتاب، تصمیم گرفت سبک زندگی سابق خود را رها کند و بینشی مسیحی را به کار ببندد که مستقل از مذهبِ سازمان یافته بود. «تولستوی» در نهایت اعلام کرد که قصد دارد همه‌ی دارایی‌های خود را رها کند و به عنوان یک راهب، جهان را زیر پا بگذارد. البته این نقشه‌ی او رنگ واقعیت به خود نگرفت چرا که «تولستوی» اندکی بعد به بیماری ذات الریه مبتلا شد و سرانجام در سال 1910 و در 82 سالگی چشم از جهان فرو بست.  برخی منتقدین، کاراکتر «لِوین» را طرحی کمابیش خودزندگی نامه‌ای از «تولستوی» در نظر گرفته‌اند. گفته می‌شود حتی همسر «تولستوی» نیز در زمان نوشته شدن داستان، به شباهت‌های میان او و این شخصیت اشاره کرده بود. «تولستوی» بسیاری از باورهای سیاسی و کشمکش‌های فلسفی خود را در این شخصیت گنجاند. «تولستوی» در یک مجلس رقص با «ماریا هارتانگ» —دختر «پوشکین» —دیدار کرد و بلافاصله تحت تأثیر زیبایی او قرار گرفت. آن‌ها تمام بعد از ظهر با هم صحبت کردند و «ماریا» از پدرش و همچنین نظرات خودش در مورد ادبیات و هنر با او حرف زد. «تولستوی» که شیفته‌ی سلایق و جسارت «ماریا» شده بود، تعداد قابل توجهی از ویژگی‌های رفتاری و ظاهری «آنا کارنینا» را بر اساس او خلق کرد. «آنا پیروگووا» معشوقه‌ی یکی از دوستان «تولستوی» بود.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟