نظر صدیقه رمضانی برای کتاب کتاب فروشی گمشده

کتاب فروشی گمشده
صدیقه رمضانی
۱۴۰۵/۰۱/۲۸
00
این کتابو تا نیمه خوندم سردرگم شدم نظرها رو خوندم مجبور شدم یه قسمتهایی رو دوباره بخونم تا داستان رو درست متوجه بشم بسیار جالب و دوست داشتنی بود داستان با شخصیت خانم اپالین در سالهای گذشته شروع میشه برادرش لیندون مردی بداخلاق و سختگیره که یه فرماندهی جنگی بوده حالا با کلی آسیب جسمی در خونه بود و شخصیت بسیار بیرحمی درجنگ بود اون بالاجبار میخواست اپالین با یه شخص مسن ازدواج کنه اپالین برای فرار از ازدواج به فرانسه فرار میکنه و در یک کتابفروشی مشغول به کار میشه و برادرش اونجا هم پیداش میکنه و بعد اون به کمک پسری که بهش علاقمند میشه بازم فرار میکنه و ادامهی سرگذشتش دردناک و جالبه به نظرم حتما بخونید و قسمت دیگهای از داستان هم در حدود 100 سال بعد دختری به اسم مارتا از کشور خودش بخاطر یه ازدواج نادرست از شوهرش شین که کتک وحشتناکی خورده و دندهها و دندوناش و صورتش آسیب دیده فرار میکنه به کشور ایرلند و در اونجا در خونهی یه پیرزن مرموز مستاجر میشه و با پسری به اسم هنری که از یه کشور دیگه اومده و دنبال یه کتابخونه که غیب شده میگرده اشنا میشه و این کتابخونهی گمشده رو یه آدمایی میبینن اما یهو ناپدید میشه در نهایت حقایقی در مورد اپالین و مارتا مشخص میشه که اصلا نمیتونید حدس بزنید خودم اول درست متوجه نشده بودم فکر میکردم اپالین و مارتا یه نفرن که تو دو تا بعد از زندگی داستانشون رو تعریف کردن ولی خوب اشتباه متوجه شده بودم من همهی اینایی رو که نوشتم هیچ قسمت از هیجانات داستانو تعریف نکردم فقط چهار چوب داستانو براتون گفتم که بهتر متوجه بشید در ضمن فصل دوم از زبون مارتا هست به اشتباه به اسم اپالین هست که به همین خاطر من یه مقداری گیج شده بودماز کتابراه بابت این کتاب بسیار بسیار ممنونم
هیچ پاسخی ثبت نشده است.