نظر آرثئا برای کتاب صوتی میخواهم بمیرم اما میخواهم تئوکبوکی بخورم

میخواهم بمیرم اما میخواهم تئوکبوکی بخورم
آرثئا
۱۴۰۵/۰۱/۲۷
50
این کتاب خیلی ترند شد و عدهی زیادی خوندن و دوستش داشتن اما مورد پسند من نیست. به نظرم نویسنده خیلی دیدگاههای خودتخریبگری داشت و تو هر فرصتی خودش رو بابت چیزی که بهش مربوط نبود، مقصر میدونست. اکثر وقتا همه چیز رو به خودش ربط میداد و از رفتار و حرفهای دیگران سوءبرداشت میکرد، در نهایت هم به این میرسید که: "بقیه من رو دوست ندارن چون من ویژگیهای بدی دارم پس برای محافظت از خودم، از بقیه دور میشم ولی همچنان به سرزنش کردن خودم ادامه میدم"! درسته که مدت طولانیای با افسردگی دست و پنجه نرم میکرد ولی باور دارم که از مهمترین چیز غافل بود؛ برای درمان اولین قدم اینه که "واقعا بخوای درمان بشی" نه این که به دنبال تایید و توجهی دیگران باشی. اگه به این نقطه نرسی که از تمام ارادهت برای تغییر استفاده کنی، مثل این میمونه که با ناامیدی داری یه راهی رو امتحان میکنی که به تاثیرش باور نداری و صرفا به این دلیل که توی جامعه جا افتاده و مورد قبول بقیهست، انجامش میدی. اما جدای از اینها دلیل اصلی من برای اینکه کتاب رو نپسندیدم اینه که به نظرم جلسات تراپی شخصیترین و خصوصیترین بخش روند درمانه. هر کس حتی اگه برای یه مدت کوتاهی این راه رو امتحان کرده باشه منظورم رو میفهمه. توی این جلسات همه تلاش میکنن بدون فیلتر خودشون باشن و درونیترین و شاید شرمآورترین احساساتشون رو برای یک شخص نسبتا غریبه برملا کنن... این اصلا راحت نیست. خیلی وقتا با اینکه ادعای روراستی داریم اما باز هم یه چیزی رو مخفی میکنیم و رسیدن به نقطهای که واقعا بتونیم توش بیپرده "خودمون" باشیم زمانبره. اما وقتی به اون حالت برسیم یه نقطهی امن پیدا میکنیم که فقط مال خودمونه، یه پناهگاه آروم و خلوت که عمومی کردنش از نظرم جالب نیست.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.