داستان از زبان سه راوی بیان میشه و اینکه هی داستان به یه جای دیگه پرش میکنه سر رشته داستان از دستم در میرفت در مورده جامعه مرد سالاری و زن ستیزی گذشته در اروپا رو بیان میکنه و اینکه آدم و تشویق به کتاب خوندن میکنه و داستان کمی تخیلی هست ولی من تا آخره داستان منتظر بودم درخت دری به کتابخانه باشه مادام باودن واقعا چی بود؟ چرا غیبش زد؟ یهو چرا بعضیا میدیدنش بعضیا نه