واقعا مثل چشم هایش نبود
ولی این که میگفت همسرش سغرا وقتی که یک بچه شش ماهه داشت مرد به خاطر بی عدالتی خیلی غم انگیز بود و اینکه گیله مرد تپانچه را به سوی وکیل باشی گرفت و گفت چرا زن من را کشتی نامرد فکر کردی همیشه شما ظالمها باید بزنید و برید اون هم از شدت استرس گریه میکرد و میگفت من پنج بچه دارم جان خودت من را نزن زنت را فرمانده کشت اون هم وکیل باشی را داخل یک پتو پیچید و زندانی کرد و از آن خانه که داشت فرار میکرد مرد بلوچ که گفته بود من خودم رعیت بودم و نباید بمیری از پشت با دو شلیک گلوله او را هدف قرار داد و گیله مرد کشته شد
ترانه آخر گیلکی داستان گیله مرد برگرفته از سریال پس از باران هم واقعا لذت بخش بود ممنون
ولی این که میگفت همسرش سغرا وقتی که یک بچه شش ماهه داشت مرد به خاطر بی عدالتی خیلی غم انگیز بود و اینکه گیله مرد تپانچه را به سوی وکیل باشی گرفت و گفت چرا زن من را کشتی نامرد فکر کردی همیشه شما ظالمها باید بزنید و برید اون هم از شدت استرس گریه میکرد و میگفت من پنج بچه دارم جان خودت من را نزن زنت را فرمانده کشت اون هم وکیل باشی را داخل یک پتو پیچید و زندانی کرد و از آن خانه که داشت فرار میکرد مرد بلوچ که گفته بود من خودم رعیت بودم و نباید بمیری از پشت با دو شلیک گلوله او را هدف قرار داد و گیله مرد کشته شد
ترانه آخر گیلکی داستان گیله مرد برگرفته از سریال پس از باران هم واقعا لذت بخش بود ممنون