عاشق رییس گانگسترها شدن هم یه کلیشهی عاشقانه و پر دردسره که کریستی کالدول تو این کتاب بهش پرداخته.
خب اگه انواع عاشقانههای گانگستری خونده باشید میبینید که داستان کتاب هیچچیز جدیدی برای ارائه نداره و فقط همون داستانهای قبلیه: یه رییس مافیای ترسناک که در طول کتاب میشه جذابترین و بهترین مرد کره زمین و حتی کل کهکشان و یه دختر ساده و خوب و شجاع که معلوم نیست دقیقا به چه دلیلی عاشق این رییس ترسناک میشه (فکر کنم به خاطر عضلات چند تیکه اش) و در نتیجه به همهی مشکلات گانگسترها غلبه میکنه و مافیا رو میکنه اهل بیت.
البته از زوایایی خاصی داستان خیلی کمدی بود واگه به عنوان یه کمدی ماگزیمال ارائه بشه میتونه جالب و خنده دار بشه.
خب اگه انواع عاشقانههای گانگستری خونده باشید میبینید که داستان کتاب هیچچیز جدیدی برای ارائه نداره و فقط همون داستانهای قبلیه: یه رییس مافیای ترسناک که در طول کتاب میشه جذابترین و بهترین مرد کره زمین و حتی کل کهکشان و یه دختر ساده و خوب و شجاع که معلوم نیست دقیقا به چه دلیلی عاشق این رییس ترسناک میشه (فکر کنم به خاطر عضلات چند تیکه اش) و در نتیجه به همهی مشکلات گانگسترها غلبه میکنه و مافیا رو میکنه اهل بیت.
البته از زوایایی خاصی داستان خیلی کمدی بود واگه به عنوان یه کمدی ماگزیمال ارائه بشه میتونه جالب و خنده دار بشه.