نظر محمدرضا اسفنجانی برای کتاب سایههای میان ما

سایههای میان ما
محمدرضا اسفنجانی
۱۴۰۵/۰۱/۱۲
11
واقعا آدم از به تصویر کشیدن زنان خجالت میکشه زنانی که به غیراز شهوت وبی بندوباری وتور کردن مردان پول دار کاردیگهای ندارن کلا شخصیت داستان یا درحال میگساری وپارتی هست یا خوابه یا مسته یا برای دیگران توطئه میکنه یا میخوادمرتکب قتل بشه تازه آدم هم کشته …داستان کشدار با گافهای فراوان …کسی که اشرافی هست با سایراشراف زادهها لباس میدوزن ویا شاهی که برادرش روبه خاطر اینکه موهاشو رنگ کرده نمیشناسه و زنی که وقتی دست میکشه روی موهای ازحمام درآمده برادر پادشاه دستش رنگی میشه و داشتن پریز برق و لوله کشی آب گرم آن هم درزمان داستان که با کالاسکه حتی شاه جابجا میشه و همه جا شمع روشن هست …کپی کاری ازشخصیت رابین هود…. حل کردن تمام معماها توسط دختری که از پانزده سالگی فقط شب کار بوده و هیچ تجربهای تواین کارنداره و انبوهی از این اینجور موارد …نصف کتاب در اتاقی هست که زنان درآن لباس میدوزن و تشریح میز شام که چه غذایی هست و چه کسی اون رومیخوره وپر ازشخصیتهای اضافی با اسمهایی که معلوم نیست زن یا مرد هستندو…. درمجموع برای گذراندن وقت درتعطیلات خوب بود
هیچ پاسخی ثبت نشده است.