دمیان اولین کتابی بود که از هرمان هسه خوندم. این کتاب رو یکی از دوستام بهم معرفی کرده بود و من از همون اول جذب مفاهیم عمیقش شدم. ای کاش این کتاب رو خیلی قبلتر میخوندم به نظرم خیلی به بلوغ فکری کمک میکنه و میتونه توی حل و ساده کردن یه سری از معادلات پیچیدهی ذهنی افراد مفید باشه. شخصیت دمیان جوری که از نگاه سینکلر توصیف شده به نظرم در ابتدا مرموزه اما در نهایت عاملی شده که هرمان هسه از طریقش به یه خودشناسی رسیده. طرز فکر دمیان چنان عمیق بوده که توی ذهن سینکلر هم ریشه کرده و براش شخصیسازی شده؛ پس از یه جایی به بعد سینکلر دیگه تحت تاثیر دمیان نبود، بلکه تحت تاثیر افکار خودش بود که رشد و تکامل پیدا کرده.
این کتاب یاد میده نباید از فکر کردن، نقد کردن، ابهام داشتن، یا حتی گاهی رد کردن نظریاتی که تا حدودی به رکن تبدیل شده ابایی داشت و این برای من نشونهی نبوغ فکری انسانهاست.
انسانیت برای هر کسی یه معنا و مفهومی داره که خودش باید بهش برسه.
این کتاب یاد میده نباید از فکر کردن، نقد کردن، ابهام داشتن، یا حتی گاهی رد کردن نظریاتی که تا حدودی به رکن تبدیل شده ابایی داشت و این برای من نشونهی نبوغ فکری انسانهاست.
انسانیت برای هر کسی یه معنا و مفهومی داره که خودش باید بهش برسه.