اسپویل نشه براتون
کتاب مثل اسمش در مورد مغازهای هست که وسایل و لوازم خودکشی افراد رو دارن و اگر کسی خواست خودکشی کنه میتونست از این مغازه تهیه بکنه
صاحب مغازه خانواده 5نفره بودند که همه افسرده و فقط آلن خیلی شاد و شنگول بود و به همه امید میداد کارایی میکرد که بقیه از مرگ منصرف بشن
در اخر آلن انگار منجی خانواده و اون مغازه بود
من چیزی از داستان یاد نگرفتم و دوست داشتم یه نکتهای چیزی دستگیرم بشه که نشد چون کل داستان همین بود که گفتم فقط با جزییات پیچ و تابش داده بود
کتاب مثل اسمش در مورد مغازهای هست که وسایل و لوازم خودکشی افراد رو دارن و اگر کسی خواست خودکشی کنه میتونست از این مغازه تهیه بکنه
صاحب مغازه خانواده 5نفره بودند که همه افسرده و فقط آلن خیلی شاد و شنگول بود و به همه امید میداد کارایی میکرد که بقیه از مرگ منصرف بشن
در اخر آلن انگار منجی خانواده و اون مغازه بود
من چیزی از داستان یاد نگرفتم و دوست داشتم یه نکتهای چیزی دستگیرم بشه که نشد چون کل داستان همین بود که گفتم فقط با جزییات پیچ و تابش داده بود