سلام
متأسفانه نویسنده وجود اختیار رو نفی میکنه
و در واقع انگار این دنیا یه صحنه نمایشه و صرفاً همه مون داریم طبق نمایش نامه پیش میریم و اختیاری از خودمون نداریم پس مسئولیتی نداریم
و این بنظرم یه فراره
از حس گناه و مسئولیت
اگه اشتباهی کردی باید بپذیریش و جبرانش کنی
حتی اگه جبرانش نکنی این دنیا بی قانون و بی نظم نیست، حتی اگه نپذیریش در آخر جای تو با قربانی عوض میشه و دردشو میکشی غمشو میبینی حتی اگه بمیری
چرا؟! چون همونطور که تو این کتاب مدعی شده همه بهم متصل و یکی هستیم پس دردی که بهش دادی یه روزی یه جایی به خودت برمیگرده
البته اگه کار خوبی هم کنی بازم بهت برمیگرده
اینکه نویسنده ترجیح داده خودشو مثل حیوانات و دیگر موجودات بدون اختیار و مسئولیتی ببینه فراموش کردن انسان بودنشه، فراموش کردن بار مسئولیت اختیاریه که داره
یه سگ قدرت اینو نداره که کتابی رو بخونه و در مورد اون تفکر کنه یا بره در مورد یک دین مطالعه کنه و بعدش یه کتاب بنویسه پس با وجود همه اینا مقایسه خودت با اون عادلانه نیست و ظلمه در حق همه موجودات حتی خودت
امیدوارم اگه این کتاب رو خوندید فقط به این بسنده نکنید برید کتابای دیگه از نویسندههای دیگه و ادیانو دیدگاههای دیگه رو بخونید.
ویرایش: سه روز گذشته از تموم کردن این کتاب و الان دید بهتری بهش دارم یاد یه درگیریم با یه آدمی افتادم همیشه فکر کردن بهش فقط برام خشمو نفرت میاورد بعد اومدم به عنوان یه هیچ نگاهش کردم انگار هم سوم شخص بودم هم نبودم شبیه تماشای یه صحنه از فیلم، اون یه درگیری احمقانه بود ولی نمیتونستم بگذرم از اون روز اما الان با این دید که میبینم کمتر دیگه مثل قبل حس کینه و نفرت نمیکنم.
متأسفانه نویسنده وجود اختیار رو نفی میکنه
و در واقع انگار این دنیا یه صحنه نمایشه و صرفاً همه مون داریم طبق نمایش نامه پیش میریم و اختیاری از خودمون نداریم پس مسئولیتی نداریم
و این بنظرم یه فراره
از حس گناه و مسئولیت
اگه اشتباهی کردی باید بپذیریش و جبرانش کنی
حتی اگه جبرانش نکنی این دنیا بی قانون و بی نظم نیست، حتی اگه نپذیریش در آخر جای تو با قربانی عوض میشه و دردشو میکشی غمشو میبینی حتی اگه بمیری
چرا؟! چون همونطور که تو این کتاب مدعی شده همه بهم متصل و یکی هستیم پس دردی که بهش دادی یه روزی یه جایی به خودت برمیگرده
البته اگه کار خوبی هم کنی بازم بهت برمیگرده
اینکه نویسنده ترجیح داده خودشو مثل حیوانات و دیگر موجودات بدون اختیار و مسئولیتی ببینه فراموش کردن انسان بودنشه، فراموش کردن بار مسئولیت اختیاریه که داره
یه سگ قدرت اینو نداره که کتابی رو بخونه و در مورد اون تفکر کنه یا بره در مورد یک دین مطالعه کنه و بعدش یه کتاب بنویسه پس با وجود همه اینا مقایسه خودت با اون عادلانه نیست و ظلمه در حق همه موجودات حتی خودت
امیدوارم اگه این کتاب رو خوندید فقط به این بسنده نکنید برید کتابای دیگه از نویسندههای دیگه و ادیانو دیدگاههای دیگه رو بخونید.
ویرایش: سه روز گذشته از تموم کردن این کتاب و الان دید بهتری بهش دارم یاد یه درگیریم با یه آدمی افتادم همیشه فکر کردن بهش فقط برام خشمو نفرت میاورد بعد اومدم به عنوان یه هیچ نگاهش کردم انگار هم سوم شخص بودم هم نبودم شبیه تماشای یه صحنه از فیلم، اون یه درگیری احمقانه بود ولی نمیتونستم بگذرم از اون روز اما الان با این دید که میبینم کمتر دیگه مثل قبل حس کینه و نفرت نمیکنم.