اولین کتابی بود که از جلال آل احمد خوندم و واقعا فکر نمیکردم که خوشم بیاد. همیشه آثارشون رو میدیدم و اسم خودشون و کتاب هاشون هم خیلی تو کتاب ادبیات مدرسه هم میومد ولی نمیدونم چرا هیچ وقت نرفتم سراغ خوندن کتاب هاشون. اما بالاخره شروع کردم به خوندن و راضیام از اینکه این تصمیم رو گرفتم.
کتاب نثر روان و خوبی داشت، یه کم ویراستاری و تایپ ایراد داشت ولی خب میشه چشم پوشب کرد و خیلی خللی توی متن ایجاد نکرده بود.
داستان راجع به دوتا میرزابنویس به اسمهای میرزا اسدالله و میرزا عبدالزکی بود. میرزا اسدالله نماد مردمی بود ک وجدان بیداری دارن و با پول و جایگاه وسوسه نمیشن و برای مردم شکایت نویسی میکرد و از رازهای مردم باخبر بود و میرزا عبدالزکی کارش دعانویسی و طلسم بود ک از جهالت مردم پول در میاورد.
داستان خیلی قشنگ حکومت هارو نقد کرد و بعضی جملاتش ادم رو به فکر فرو میبرد و میفهمیدی ک همه حکومتها از قدیم تا با الآن چقدر شبیه هم هستند و مشکلات تقریبا همون مشکلات هست. تو متن کار هم از طنز استفاده شده ک کار رو دلنشین تر میکنه.
من خیلی لذت بردم از خوندن این کتاب و حتما حتما پیشنهاد میکنم ک شما هم بخونید
کتاب نثر روان و خوبی داشت، یه کم ویراستاری و تایپ ایراد داشت ولی خب میشه چشم پوشب کرد و خیلی خللی توی متن ایجاد نکرده بود.
داستان راجع به دوتا میرزابنویس به اسمهای میرزا اسدالله و میرزا عبدالزکی بود. میرزا اسدالله نماد مردمی بود ک وجدان بیداری دارن و با پول و جایگاه وسوسه نمیشن و برای مردم شکایت نویسی میکرد و از رازهای مردم باخبر بود و میرزا عبدالزکی کارش دعانویسی و طلسم بود ک از جهالت مردم پول در میاورد.
داستان خیلی قشنگ حکومت هارو نقد کرد و بعضی جملاتش ادم رو به فکر فرو میبرد و میفهمیدی ک همه حکومتها از قدیم تا با الآن چقدر شبیه هم هستند و مشکلات تقریبا همون مشکلات هست. تو متن کار هم از طنز استفاده شده ک کار رو دلنشین تر میکنه.
من خیلی لذت بردم از خوندن این کتاب و حتما حتما پیشنهاد میکنم ک شما هم بخونید