نظر داریوش احمدی بلوطکی برای کتاب راه دور...

راه دور...
داریوش احمدی بلوطکی
۱۴۰۵/۰۱/۰۵
00
جای جای راهها و جادهها و مکانهایی که سیددعلی صالحی از کودکی تا نوجوانی را در مرغاب سید صالح و اتفاقاتی که برایش افتاد در این کتاب همانند یک سندباد نوجوان را من درک کردهام. چون خود زاده آن منطقهام. واقعا زندگی و خاطرات سیدعلی بدرستی و دقیق نوشته شده در این کتاب. دمت گرم سید جان. دین خود را به زادگاهت. مرغاب ایذه. ادا کردی. همچنین رنجهایی که در مسجدسلیمان با خانواده کشیدی و در اهواز و سپس مهاجرت به تهران و آغاز شکوفایی مجدد. ما اینجا و در مرغاب و آب باریکه مرغاب همیشه به یاد تو بوده و هستیم و مایه مباهات و افتخار و سربلندی ما هستی. ای شاعر شعرهای روان. ای افتخار زاگرس و جنوب. وای افتخار ایران. سرت خوش باد و تنت سبز. کارون همیشه خیره به جاده است که تو را در سرابش ببیند...
هیچ پاسخی ثبت نشده است.