تا این لحظه در بین کتابهای مشهوری که یادم میاد، در کنار تمساح داستایوفسکی و آلیس پای آتش فوسه، مسخ عذاب آورترین کتابی بود که خوندم. خیلی اذیت شدم تا تمومش کنم. هر صفحهاش برام صد صفحه بود. کتاب من نبود به معنای واقعی. این نسخه که خوندم یه چند تا داستان کوتاه هم داشت یه ستاره برا اونا. دو تا چیز بگم و سریع از دنیای این کتاب تا ابد خارج شم داشتم مقایسه میکردم طراحی جلد نسخههای مختلف کتاب رو ظاهرا نویسنده گفته عکس سوسک نزنید رو جلد کتاب چون درباره حشره نیست به این خواسته تو نسخههای ایرانی بیشتر احترام گذاشته شده تا نسخه خارجی مورد بعدی هم انگار اردلان سرفراز بعد خوندن این کتاب آینه هارو برای فرهاد نوشت. همین.
مراقب هم باشیم.
مراقب هم باشیم.