کتاب نسبتا خوبی هست من حق این را ندارم که ضحمات یک نویسنده را بی ارزش جلوه دهم اما نقد و نظرم را میگویم تا شاید هم نویسنده از آن درس و ایده بگیرد و هم شنوندگان عزیز به عمق بیشتری از این کتاب برسند مردی که در ابگیری که نمایشگاه ماهیها بود، ماهی و جفتش را میبیند که به شدت با هم هماهنگ در حرکت هستند و مرد تا به حال هیچ چیزی به این هماهنگی در اسمان و زمین و دریا و هیچ جا ندیده بود اما شاید بود و او بود که ندیده بود او اندیشید که شاید همزاد هستند یا شاید آشنا هستند
زنی از آنطرف دست در دست پسر بچهای آمد و جلوی دید مرد را گرفت زن ماهیها را با انگشت به کودک نشان میداد مرد بلند شد و به کنار کودک رفت و اورا به آغوش کشید و بلند کرد و بعد از مدتی کوتاه ماهی و جفتش را به کودک نشان داد و گفت ببین آن دو چه زیبا با هم دیگر آن کودک با تعجب مدتی بعد پرسید کدام دوتا مرد با انگشت گفت آن دو تا نگاه کن اونا، اونا کودک گفت دوتا نیستن مرد گفت اون دوتا رو میگم کودک گفت میدونم اون دوتا نیستن یکیش عکسه که در شیشه روبروی آن افتاده مرد اندکی بعد بچه رو به زمین گذاشت و رفت آبگیرهای دیگر رو نگاه کرد (دید نویسنده جالب بوده در واقع درسی رو میخواسته به خواننده یاد بده اینکه اندیشیدن خوب است فکر کردن خوب است و نگاه کردن خوب است اما همراه با این همه دقیق بودن هم خوب است و نقد پذیر بودن هم در این کنار میتواند عالی باشد و یاد گرفتن عالی تر مثل حقیقتی که پسر به مرد آموخت و نشان داد) (و حالا نظر من: کاش اندکی طولانی تر میبود این درسی که در داستان به کار برده بودید و در مورد همزاد بودن هم توضیحاتی کوتاه و زیبا به کار میبرید اما با این حال بهترین شکل را در نوبهی خود نوشته اید) موفق و پیروز باشید
زنی از آنطرف دست در دست پسر بچهای آمد و جلوی دید مرد را گرفت زن ماهیها را با انگشت به کودک نشان میداد مرد بلند شد و به کنار کودک رفت و اورا به آغوش کشید و بلند کرد و بعد از مدتی کوتاه ماهی و جفتش را به کودک نشان داد و گفت ببین آن دو چه زیبا با هم دیگر آن کودک با تعجب مدتی بعد پرسید کدام دوتا مرد با انگشت گفت آن دو تا نگاه کن اونا، اونا کودک گفت دوتا نیستن مرد گفت اون دوتا رو میگم کودک گفت میدونم اون دوتا نیستن یکیش عکسه که در شیشه روبروی آن افتاده مرد اندکی بعد بچه رو به زمین گذاشت و رفت آبگیرهای دیگر رو نگاه کرد (دید نویسنده جالب بوده در واقع درسی رو میخواسته به خواننده یاد بده اینکه اندیشیدن خوب است فکر کردن خوب است و نگاه کردن خوب است اما همراه با این همه دقیق بودن هم خوب است و نقد پذیر بودن هم در این کنار میتواند عالی باشد و یاد گرفتن عالی تر مثل حقیقتی که پسر به مرد آموخت و نشان داد) (و حالا نظر من: کاش اندکی طولانی تر میبود این درسی که در داستان به کار برده بودید و در مورد همزاد بودن هم توضیحاتی کوتاه و زیبا به کار میبرید اما با این حال بهترین شکل را در نوبهی خود نوشته اید) موفق و پیروز باشید