سر تصویر سازی ضعیف ازش انتقاد دارم. چطور میشه طرف نفس گرم همسرشو روی سینهای احساس کرده باشه که زیر یه پالتوی کلفته؟؟؟ اصلا اگه پالتو خز داره طرف چجوری نفسشو روی سینهاش احساس میکنه اون همه خز چیزی از باد نفس طرف نمیذاره باقی بمونه که. بعد یه چیزی اصلا مگه شوهره اژدهاست تو میگی گرمی نفسشو حس کردی. اون همه پالتو گرمت نکرد بعد نفس این گرم بود؟ کلا حس میکنم نویسنده موقع نوشتن کتاب خودش تصورش نمیکرده. نظر بقیتون محترمه ولی من نپسندیدم. احساس میکنم منطقی نبود. حتی کتاب واقع گرایانه هم نباشه بازم باید منطق داشته باشه.
مثلا دومین نکته جنازهی زیر زمینه. چطور پلیس نفهمید؟ چطور اتاقه رو پیدا نکرد؟ انقدر تو مثلا از پلیس باهوشتر بودی؟ که فهمیدی زیر زمین خالیه؟
مثلا دومین نکته جنازهی زیر زمینه. چطور پلیس نفهمید؟ چطور اتاقه رو پیدا نکرد؟ انقدر تو مثلا از پلیس باهوشتر بودی؟ که فهمیدی زیر زمین خالیه؟