در برخی موارد اصیل زادگان و اشراف زادگان و همچنین نجبا بر خلاف صفاتی که دارن نه تنها فاقد اصالت و شرافت هستن بلکه هیچ نجابتی هم در رفتار و گفتار شون دیده نمیشه، چه بسا افرادی هستن که عامی خطاب میشن در صورتیکه برتر و والاتر از اقشارِ نام برده هستن. این قشر معیار اصالت و شرافت رو در چی میدیدن که خودشونو تافتهی جدا بافته میپنداشتن در صورتیکه کم ظرفیتی فساد و سوء استفاده از موقعیت در بینشون بیداد میکرد؟! ترجمهی بخشی از کتاب (اونجا که وکیل دعاوی نزد پیرزن خواربار فروش میره) برای من نامفهوم بود و چند بار خوندنش بسختی باعث شد بفهمم تقریبا چی به چیه؟
خیلی درهم تعریف شده بود اما در پایان میشه متوجه داستان شد.
سپاس.
خیلی درهم تعریف شده بود اما در پایان میشه متوجه داستان شد.
سپاس.