داستان را دوست داشتم و با علاقه تا آخر شنیدم. دختر کم سنی که به تنهایی کار میکند و بچهای هم دارد و با حس خوبی به بچهاش رسیدگی میکند و داستان بعد از ملاقات پل برای او به کلی تغییر میکند.
البته سوالهایی از نویسنده دارم. چرا ژولی که طبق داستان در مورد رابطه با مردان غریبه حساس است، به این زودی دعوت پل را برای سفر قبول کرد؟ از نظرم زیادی زود اعتماد کرد. بعد از آن رابطهی پل با ژولی عجیب بود و احساس میشد نگاه محترمانه اما جنسی به ژولی دارد. بعد ژولی جذب پسر پل شد و پل با این موضوع مشکلی نداشت. رابطهی پسر پل و ژولی نزدیک و نسبتا احساسی توصیف شد. اما بعد از سفر هیچ آوری از این رابطه وجود نداشت. کمی عجیب بود.
و قسمتهای انتهایی داستان نکتههای روانشناسی متعدد (که البته مفید بودند) با فشردگی به شنونده ارائه میشد طوری که احساس میکردم روایت داستان کمرنگ شده و مطالب علمی است.
از کتابراه ممنونم.
البته سوالهایی از نویسنده دارم. چرا ژولی که طبق داستان در مورد رابطه با مردان غریبه حساس است، به این زودی دعوت پل را برای سفر قبول کرد؟ از نظرم زیادی زود اعتماد کرد. بعد از آن رابطهی پل با ژولی عجیب بود و احساس میشد نگاه محترمانه اما جنسی به ژولی دارد. بعد ژولی جذب پسر پل شد و پل با این موضوع مشکلی نداشت. رابطهی پسر پل و ژولی نزدیک و نسبتا احساسی توصیف شد. اما بعد از سفر هیچ آوری از این رابطه وجود نداشت. کمی عجیب بود.
و قسمتهای انتهایی داستان نکتههای روانشناسی متعدد (که البته مفید بودند) با فشردگی به شنونده ارائه میشد طوری که احساس میکردم روایت داستان کمرنگ شده و مطالب علمی است.
از کتابراه ممنونم.